نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۸ - خطاب‌ به‌ پیر طریقت صفی علیشاه

صفی علیشاه / دفتر دوم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای علی‌ رحمت‌ ای شاه نخست‌

که‌ دل ارباب‌ دل در دست‌ توست‌

گر دل ما را غم‌ عشقت‌ شکست‌

گو شکسته‌ باش کز بهر تو است‌

در دل بشکسته‌ چون داری تو جا

شد دل اشکسته‌ ما را مدعا

در غم‌ عشق‌ خود ای کامل‌ هنر

کن‌ دلم‌ را هر زمان اشکسته ‌تر

هر دلی‌ کاشکسته‌ مهر تو نیست‌

آن دل حیوان بوَد نی‌ ز آدمی‌ است‌

چون رهاندی کشتی‌ ما از خطر

گو چرا بشکست‌ کشتی‌ را خضر

ور شکست‌ آن را به‌ فرمان خدا

داد ارادت‌ را به‌ خود نسبت‌ چرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره محبت عمیق و عشق به علی (ع) صحبت می‌کند. شاعر از علی به عنوان شاه و رحمتی یاد می‌کند که دل‌ها در دست اوست. او از غم عشق و شکسته شدن دلش سخن می‌گوید و می‌خواهد که علی به دل شکسته‌اش اهمیت دهد. شاعر به زیبایی عشق و هنر علی اشاره می‌کند و بیان می‌کند که دل‌هایی که عاشق او نیستند، دل‌های انسانی نیستند. در نهایت، او از علی می‌خواهد که به روح و اراده‌اش از خدا نزدیک‌تر باشد و به او در خطرها کمک کند.