بخش ۲۲ - در کریمه الم یجدک یتیماً فآوی صفی علیشاه
صفی علیشاه / دفتر دوم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
احمدا آور یتیمی را به یاد
چون تو را دیدم یتیمی نامراد
نه تو بودی آن یتیم بیپدر؟
از یتیمی بی نوا و در به در؟
پس شدم من خود کفیل و ضامنت
دادم اندر صدر عزّت مسکنت
خود پدر گشتم تو را از بدو حال
تا شدی زآن تربیت صاحب کمال
وآن علی را ز ابتدا تا آخرت
ساختم هر جا معین و یاورت
پس دل و جان از عطایم شاد دار
وآنچه کردم با تو ز احسان یاد آر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عاطفی شاعر نسبت به یتیمی میپردازد که با دیدن او به یاد یتیمان دیگر میافتد. شاعر به یتیم میگوید که او نه تنها یتیم است، بلکه خودش را به عنوان پدر و حامی او میبیند و تلاش میکند تا او را از دشواریها نجات دهد و به کمال برساند. شاعر به تأثیر تربیت خود بر زندگی یتیم اشاره میکند و از او میخواهد که به یاد داشته باشد که چه احساناتی به او کرده است.