شمارهٔ ۱۱۲ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
اکنون که بهار آمد و ایام به کام است
در باغ گه بوسه زدن بر لب جام است
دانند حلال از چه سبب خون کسان را
آن قوم که در مذهبشان باده حرام است
گر خلق همه در پی ترتیب کلامند
گوش دل ما در پی تأثیر کلام است
از عقل نبرده است کسی راه به مقصود
صد شکر که ما را به کف عشق زمام است
عشق است چو عنقا و نشیمن بودش قاف
عقل است چو عصفور و مقامش لب بام است
هر کار که اتمام پذیرفته به عالم
نیک ار نگری از مدد عشق تمام است
بیعشق صغیرا نرسد کار به اتمام
آن کار که بیعشق تمام است کدام است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به استقبال بهار و خوشیهای آن میرود و اشاره میکند که در هنگام بهار، زمان بوسه زدن بر جام شراب است. او به تضاد بین عشق و عقل اشاره میکند و میگوید که عقل نمیتواند ما را به خواستههایمان برساند، بلکه عشق است که کلید واقعیات زندگی است. عشق را به یک پرنده تشبیه میکند که در قاف زندگی مینشیند، در حالی که عقل مانند پرندهای در لبه بام است. نهایتاً شاعر بر این نکته تأکید میکند که هیچ کاری بدون عشق به تکمیل نمیرسد و کارهایی که بدون عشق به پایان میرسند ارزش ندارند.