نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۶ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

دلبرا نرا همه سخت است دل و پیمان سست

یا که ای سنگدل این قاعده در مذهب تست

هیچ پیکان ز کمانخانهٔ ابروت نجست

تا که اول دل زاری هدف خویس نجست

که سر خوان غم عشق تو ایدوست نشست

کاولین مرتبه از هستی خود دست نشست

گر دلی را چو دل من فلک سفله نخست

چه کنم این شده تقدیر من از روز نخست

در جهان هیچکس از قید غم و غصه نرست

بیغمی هست گیاهی که در این باغ نرست

ایندرست استکه حق در دل بشکسته درست

کز شکست دل بشکسته شود کار درست

آفرین بر تو صغیرا دگر این قاعده چیست

که چنین طبع تواش کرد بیان چابک و چست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از دشواری‌های عشق و غم‌های آن سخن می‌گوید. او با اشاره به دل سست و سختی دل، به ارتباط بین عشق و درد اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچ کس از غم و غصه رهایی ندارد. شاعر به تقدیری که از ابتدا برایش رقم خورده، اشاره کرده و می‌گوید که دلش همیشه در غم بوده و این امر طبیعی است. در نهایت، او بر قدرت و زیبایی بیان و طبع کسی که این شعر را سروده تقدیر می‌کند و از او می‌پرسد که چگونه توانسته این احساسات را به هم وصل کند.