شمارهٔ ۱۵۲ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خرم کسی که کام ز بخت جوان گرفت
یعنی به صدق دامن پیر مغان گرفت
بردم چو نام عشق سرا پا بسوختم
چون شمع کاتشش به وجود از زبان گرفت
خوبان دهند بوسه و گیرند جان بها
نازم بدان حریف که این داد و آن گرفت
کارم فتاد تا چو کمر با میان یار
از هر کنار غصه مرا در میان گرفت
زلفش گرفت جا به رخ و من به حیرتم
کاین کافر از برای چه جا در جنان گرفت
تا بعد از این چه آیدم ای دوستان به پیش
حالی که عشق از کف عقلم عنان گرفت
هرکس که چون صغیر به حیدر پناه برد
از هر بلا و حادثه خط امان گرفت
آنکو سپرد خط غلامی به مرتضی
سر خط رستگاری کون و مکان گرفت
شاه نجف که بندهای از بندگان او
باج شرف ز تاجوران جهان گرفت
رفعت از آستانهٔ آن شه طلب که عرش
این رفعتی که دارد از آن آستان گرفت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره تجربیات عاشقانه و قدرت عشق صحبت میکند. شاعر از حالات درونی خود و تأثیر عشق بر زندگیاش میگوید. او عشق را به عنوان یک نیرو که عقل و احساساتش را تحت تأثیر قرار میدهد، توصیف میکند و همچنین به اهمیت و جایگاه ائمه اطهار، به ویژه حضرت علی (ع)، در نجات و رستگاری اشاره میکند. شاعر بیان میکند که هر که به علی پناه برد، از بلاها در امان خواهد بود و این مقام و عظمت او را ستایش میکند. این اشعار به طور کلی درباره پیوند عمیق عشق و معنویت و جستجوی رستگاری در سایه محبت اولیای الله سخن میگوید.