نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۰ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تشبیه جمال تو به خورشید روا نیست

این رتبه بلی در خور هر بی سر و پا نیست

گو تا نزند دم دگر از عشق و ارادت

آن را که بپایت سر تسلیم و رضا نیست

از دوست اگر نوش ببینند و اگر نیش

رندان جهان را بزبان چون و چرا نیست

از جور تو میسوزم و می‌سازم و شادم

چون جور و جفای تو بجز مهر و وفا نیست

با باد صبا چون بتو پیغام فرستم

آنجا که توئی رهگذر باد صبا نیست

هر طایفه را روی نیاز است به سوئی

ما را بجز ابروی تو محراب دعا نیست

غیر از تو مرا نیست بخاطر ولی افسوس

یادی نکنی از من و این از تو روا نیست

پیوسته صغیر است بدرگاه تو نالان

جز این بدر شاه بلی رسم گدا نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان عشق و ارادت عمیق شاعر به محبوبش می‌پردازد و تأکید می‌کند که برای او، هیچ‌چیز به اندازه محبوب اهمیت ندارد. شاعر اعتراف می‌کند که محبت و وفای محبوب در کنار جفا و سختی‌هایش برای او قابل تحمل است. او همچنین به عدم امکان مقایسه جمال محبوب با خورشید اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچ نیازی جز ابروی محبوب ندارد. در نهایت، شاعر خواستار یادآوری از سوی محبوب است و احساس می‌کند که بدون عشق او، هیچ چیز برایش معنا ندارد.