نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۷ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای حسن تو بگرفته ز خوبان جهان باج

امروز تویی بر سر خوبان جهان تاج

رخسار تو از حلقهٔ زلف است نمایان

یا عارض احمد بود اندر شب معراج

از تیر حذر باید و مژگان تو تیری است

کانرا دل عشاق تو از جان شود‌ آماج

هر دل که تو در آن ز صفا جلوه نمائی

گردد به طوافش حرم کعبه یک از حاج

سوی تو بود دیدهٔ ما خیل گدایان

تو پادشه عالمی و ما به تو محتاج

هر کس سپرد راهی و پوید به طریقی

ما را نبود غیر ره عشق تو منهاج

دم در نکشم از سخن عشق صغیرا

ور آنکه زنندم به سر دار چو حلاج

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به وصف زیبایی و جذابیت حسن می‌پردازد و او را بهترین و زیباترین فرد بین مردم جهان می‌داند. حسن را همچون تاجی بر سر خوبان معرفی می‌کند و به زیبایی‌های چهره‌اش اشاره می‌کند. همچنین عشق و وابستگی عمیق خود را به حسن بیان می‌کند و اظهار می‌دارد که نگاه او به حسن مانند طواف کنندگان کعبه است. شاعر به عشق‌ورزی و پیروی از حسن اشاره کرده و می‌گوید که در این راه، غیر از عشق حسن هیچ راه دیگری نمی‌شناسد و حتی با وجود خطرات ممکن، از عشق و بیان عواطفش دست نخواهد کشید.