شمارهٔ ۱۶۲ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
بگو به آنکه موفق بحسن تدبیر است
بخود مناز که این هم بحکم تقدیر است
بلی اگر نه به تقدیر بسته سیرام ور
بگو که چیست ز تدبیرها عنان گیر است
بس اتفاق فتد اینکه با تمام قوا
فلان امیر جهان را به فکر تسخیر است
هنوز تیر مرادش نرفته سوی هدف
که از کمان فلک خود نشانهٔ تیر است
بسا شده است که شه خفته شب بروی سریر
علی الصباح بزندان و زیر زنجیر است
به پیل پشه و بر شیر مور چیره شود
در این بیان سخن افزون ز حد تقدیر است
اگر ارادهٔ خالق نباشد اندر کار
بگو اراده مخلوق را چه تأثیر است
به غیر بندگی حق که نیمه مختاریست
بدست بنده کدام اختیار و تدبیر است
خدا مصور و مخلوق عالمی تصویر
صغیر مات مصور ز حسن تصویر است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بحث راجع به تقدیر و تدبیر میپردازد. او تأکید میکند که همه چیز تحت تأثیر تقدیر الهی است و حتی تدبیرهای انسانی نیز نتیجهای جز تقدیر نخواهند داشت. شاعر به مثالهایی از امور جهان اشاره میکند که نشان میدهد با وجود تمام قدرتها و تدبیرها، در نهایت اراده خداوند بر همه چیز مؤثر است و هیچ ارادهای از مخلوق نمیتواند بر تقدیر الهی غلبه کند. همچنین، اشاره به ضعف انسانها در برابر تقدیر و نقش بندگی آنها در این دنیای بزرگ نیز از دیگر نکات اشاره شده در این شعر است.