نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۱ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

دل مسوزان که ز هر دل به خدا راهی هست

هر که را هیچ به کف نیست به دل آهی هست

منع مجنون نتوان کرد ز بی‌سامانی

کش بصحرای جنون خیمه و خرگاهی هست

حذر از دشمنی نفس نه بدخواهی غیر

بتر از نفس کجا دشمن و بدخواهی هست؟

مرغ دل چون به سلامت رود از وادی عشق؟

که به هر گوشه کماندار و کمینگاهی هست

ای که ره میزندت جلوهٔ یوسف ذقنان

دیده بگشای که در هر قدمت چاهی هست

باید از خاک رهش دیدهٔ جان روشن کرد

هر که را دیدهٔ روشن دلِ آگاهی هست

از دل خویش بجو حال دل دوست صغیر

کز دل دوست نهانی به دلت راهی هست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر هشدار می‌دهد که دل را نسوزانیم، زیرا راهی به سوی خداوند وجود دارد. هر کس تنها به آه و ناله خود توجه کند، در واقع دلی دارد که به او نیازمند است. منع مجنون از دیوانگی ممکن نیست، چون او همیشه در وادی عشق و جنون است. باید از دشمنی نفس حذر کنیم، زیرا بدترین دشمن، نفس خود انسان است. وقتی دل از عشق رها می‌شود، باید مواظب کمین‌گاه‌های خطرناک بود. همچنین، در زندگی باید هوشیار باشیم، زیرا در هر قدم ممکن است دامی وجود داشته باشد. افرادی که از راه عشق آگاهند، باید چشم و دلشان را باز کنند و به جستجوی حال دل یاران خود بپردازند، چون در دل دوستان، دلیلی برای روشنی و شناخت وجود دارد.