شمارهٔ ۱۶۳ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای آنکه با وجود تو دیگر وجود نیست
ذاتی بجز تو در خور حمد و سجود نیست
تحصیل حاصل است تمنای جود تو
بر ما هر آنچه از تو رسد غیر جود نیست
تو در درون جانی و آنجا که وصل تست
صحبت ز قرب و بعد و نزول و صعود نیست
در غیب و در شهود بسی کرده ایم سیر
غیر از هویت تو بغیب و شهود نیست
عام است رحمت تو که ظاهر و کاینات
جز جلوهٔ عطوف و رؤف و ودود نیست
تو پادشاه و کشور هستی از آن تست
ملک تو در احاطهٔ مرز و حدود نیست
حل کن بلطف بیحد خود مشکل صغیر
ای آنکه جز بدست تو حل عقود نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش خداوند و ویژگیهای او پرداخته است. شاعر بیان میکند که وجود دیگر در مقابله با وجود الهی معنایی ندارد و تنها ذات خداوند شایسته حمد و سجده است. او توصیف میکند که ارتباط با خداوند فراتر از فاصلهها و مقامات است و در هر دو حالت غیب و شهود، تنها هویت او است که وجود دارد. رحمت خداوند عمومی و شامل همه عالم است و او پادشاهی است که سلطنتش فراتر از مرزها و محدودیتهاست. در نهایت، شاعر از خداوند میخواهد تا مشکلات را با لطف بیپایان خود حل کند، زیرا تنها او توانایی چنین کاری را دارد.