شمارهٔ ۱۶۴ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
زمین گوئی به پیش پای عشق است
کفی افلاک از دریای عشق است
ز اول تا به آخر آنچه بینی
به بازار جهان سودای عشق است
در این مستان لایعقل شب و روز
بپا هنگامه و غوغای عشق است
بگفتم عقل چبود عاشقی گفت
گل خود رویی از صحرای عشق است
صف محشر زند بر هم ز مستی
هر آنکو مست از صهبای عشق است
ز دنیا کم نکوهش کن که آن را
چو نیکو بنگری دنیای عشق است
دو عالم صورت عشق است آنگاه
در این صورت علی معنای عشق است
صغیر از آرزوها دل تهی کن
که یکدل داری آن هم جای عشق است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره اهمیت و قدرت عشق در زندگی انسانها صحبت میکند. شاعر بیان میکند که زمین و آسمان، همه تحت تاثیر عشق قرار دارند و واقعیات دنیا در نهایت به عشق مربوط میشوند. شب و روز برای او به خاطر عشق به شور و هیجان گذرانده میشود. عشق از نظر شاعر، عمیقتر از عقل و خرد است و خود را در زیباییهای عشق میبینیم. او به نقش عشق در زندگی و معنای عمیق آن اشاره کرده و میگوید که اگر به جهان نگاه کنیم، در حقیقت دنیای عشق را مشاهده میکنیم. در نهایت، توصیه میکند که از آرزوهای بیپایان دل بکَنیم و تنها بر عشق تمرکز کنیم.