شمارهٔ ۱۷۸ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قلم شرافت اگر دارد از رقم دارد
که دست هر حیوان بنگری قلم دارد
گر آدمی نه به معنی بود شرافتمند
بگو که صورت دیوار از آن چه کم دارد
درم نکوست ولی بهر صاحبان کرم
وگرنه ماهی سرگشته هم درم دارد
زمانه ریخت از آن خاک بر سر قارون
که دید طبع بخیلش رم از کرم دارد
عجب که واعظ ما خلق را بسوی صمد
کند دلالت و خود رو سوی صنم دارد
کسیکه خون خلایق خورد رود بحجاز
که تا زطوف حرم خویش محترم دارد
رود به مکه بسی حاجی خدا نشناس
که نه به دیر توجه نه بر حرم دارد
طواف کعبه پذیرند از آنکه سعی و عمل
به جمله سنن سید امم دارد
هر آنچه گفته و گوید صغیر بی غرض است
اگر برنجد از او ابلهی چه غم دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی مفاهیم شرافت، کریمانگی و ارزش انسانها میپردازد. شاعر معتقد است که شرافت واقعی انسانها به دلیل خواص و ویژگیهای اخلاقی و رفتارهایشان است، نه صرفاً به خاطر ظاهر و شکل آنها. برای او، نمایانگر شرافت و ارزش، عمل و کرم است و نه ثروت مادی. او با انتقاد از افرادی که خود را برتر میدانند ولی در عمل بخیل و خودخواه هستند، تاکید میکند که انسان واقعی باید با اعمال نیکو و گرامیداشت حقوق دیگران شناخته شود. در نهایت، شاعر میگوید که سخنان بیغرض و صادقانه معمولا از سوی افرادی است که روح بلند دارند، و نباید از انتقادات دیگران ترسید.