شمارهٔ ۱۸۰ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
نالهٔ من نی عجب گر جا به دلها میکند
هرکجا آتش بیفتد جای خود وامیکند
از نگاهی داد عقل و دین ما را دل بیار
کس نداند این دل شیدا چه با ما میکند
کرده خود با عشقبازی گر سمندر نیست دل
از چه بهر سوختن خود را مهیا میکند
جویها کرده است جاری چشم از سیل سرشک
چشمه را بنگر که هم چشمی به دریا میکند
آسمان خم گشته و بگشوده از خورشید چشم
در زمین ماه مرا گویی تماشا میکند
ای که جویی جزر و مد دیدهٔ ما را سبب
گاه آن مه رخ نهان گاهی هویدا میکند
هرکجا هست انس با دیوانگان دارد صغیر
راستی هر جنس جنس خویش پیدا میکند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق و تاثیرات عشق و دلشکستگی میپردازد. شاعر از نی (نیگاه) ناله میکند و میگوید که این نالهها به دلها نفوذ میکند. او اشاره میکند که هر جا که آتش عشق شعلهور شود، دل را میسوزاند و عقل و دین را فرا میخواند. در این میان، شاعر به چشمی اشاره دارد که همچون جویها اشک میریزد و دل را تحت تأثیر قرار میدهد. همچنین، او زیبایی و جذابیت ماه و خورشید را توصیف میکند و نوسانات عشق را به جزر و مد تشبیه مینماید. به طور کلی، این شعر حال و هوای عشق و دیوانگی را به تصویر میکشد و نشان میدهد که هر فرد در دنیای عشق و احساسات خود به نوعی به دیگران پیوند میخورد.