شمارهٔ ۲ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
ز ممکنات توان دید طلعت او را
که یک یک آینهاند آن جمال نیکو را
گرش مشاهده خواهی ز خویش چشمبپوش
که او ز دیدهٔ خود بین نهان کند رو را
ز خویش گم شو و آنگه خدای را میجوی
که واجبست ز خود گم شدن خداجو را
تهی نکرده ز هر بو مشام کی شنوی
شمیم دلکش آن طرهٔ سمن بو را
رواست کار خدایی ز دوستدار خدا
که اتصال به آن بحر باشد این جو را
درآ به مذهب عشق و فسانه بین و فسون
میانهٔ ملل این شورش و هیاهو را
مگر صغیر نداند حکایتی جز عشق
که نیست جز سخن عشق بر زبان او را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره جستجوی عشق الهی و شناخت خداوند است. شاعر به ما میگوید که برای دیدن زیباییهای خدا، باید از خود و محدودیتهای انسانی عبور کنیم. او اشاره میکند که هر آنچه در جهان وجود دارد، تنها آینهای از جمال الهی است. برای درک عمیقتر، لازم است از خود فاصله بگیریم و به عشق خدا نزدیک شویم. شاعر همچنین به اهمیت عشق در زندگی اشاره میکند و میگوید که عشق تنها حقیقتی است که باید درک شود. کل پیام شعر دعوت به ترک خودپرستی و حرکت به سوی عشق الهی است.