شمارهٔ ۲۱۳ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
سر عشقت بدل خسته نهان خواهم کرد
ور زند دم بکسی قطع زبان خواهم کرد
دل و دین تاب و توان صبر و شکیبا تن و جان
همه ایثار تو ایجان جهان خواهم کرد
تا بماند به جهان نام و نشانی از من
خویش در راه تو بی نام و نشان خواهم کرد
تا که بر دامن نازت نه نشیند گردی
سیلها در رهت از اشگ روان خواهم کرد
طاق ابروی توام در ازلام د بنظر
تا ابد سجده بر آن قبلهٔ جان خواهم کرد
هر چه غیر از تو بود جمله ز کف خواهم داد
هر چه فرمان تو باشد همه آن خواهم کرد
نه همین در ره عشقت ز جهان میگذرم
بلکه قطع نظر از کون و مکان خواهم کرد
در قیامت بتو مشغولم و در روی تو مات
اعتنا کی بجحیم و بجنان خواهم کرد
تا گل روی تو دارم بنظر همچو صغیر
بلبل آسا همه دم شور و فغان خواهم کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق عمیق و فداکاری شاعر به معشوقش است. او بیان میکند که برای عشقش از همه چیز میگذرد و حتی در درگاه معشوق سجده میکند. شاعر از اشکهایش برای پاک کردن گرد و غبار از دامن محبوب سخن میگوید و نشاندهندهی این است که تمام وجودش را برای عشق معشوقش فدای میکند. او همچنین بر این باور است که در قیامت تنها مشغول به یاد محبوب خواهد بود و از دیگر موارد مانند جهنم و بهشت چشمپوشی میکند. عشق او آنچنان عمیق و شدید است که از هر چیزی جز معشوق میگذرد و حتی برایش اهمیت کمتری نسبت به دنیا و مکان دارد.