شمارهٔ ۲۴۱ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خدا را جمع نتوان با هوا کرد
یکی از این دو را باید رها کرد
ولی ترک خدا کردن محالست
که هر کس کرد خود را مبتلا کرد
به ملک عافیت ره برد آنکو
به دانایی حذر زین ابتلا کرد
خنک آنکو به توفیق خدایی
خدا بگرفت و ترک هر هوا کرد
زهی دانای رند با کفایت
که بر حد کفایت اکتفا کرد
خد ا زآنکس رضا باشد که خود را
به تقدیر خدای خود رضا کرد
رضا دادند مردان هر قضا را
بلی کس پنجه نتوان با قضا کرد
تو بستی عهد با حق بندگی را
بعهد ای بنده میباید وفا کرد
اگر خود بنده هستی بنده آخر
به کار خواجه کی چون و چرا کرد
الا ای همنشین مطلب نگهدار
صغیرت حق صحبت را ادا کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی رابطه انسان با خداوند و نیاز به رهایی از هوا و هوسهای دنیوی میپردازد. شاعر بیان میکند که نمیتوان هم خدا را داشت و هم به خواستههای نفسانی توجه کرد و یکی از این دو باید انتخاب شود. ترک خداوند غیرممکن است، زیرا هر کس این کار را کند، گرفتار مشکلات میشود. با دانایی و احتیاط، میتوان از این مشکلات دوری جست. شاعر بر اهمیت رضا دادن به تقدیر الهی تأکید کرده و میگوید که انسان باید به عهد بندگی خود وفادار بماند. در پایان، شاعر از همنشینان خود میخواهد که حرمت صحبت را نگاه دارند و احترام به حقیقت را رعایت کنند.