شمارهٔ ۲۶۰ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
مرا که جرم ز اندازه بیشتر باشد
خوشم از اینکه به لطف توام نظر باشد
امید من به تو امید زاهدان به عمل
که تا نهال امید که را ثمر باشد
چو بر نخورد کسی در جهان به طول امل
همان به است که آمال مختصر باشد
تو راز ساقی مشفق چو میرسد ساغر
به جان بنوش اگر زهر یا شکر باشد
به گاه خستهدلی وقت را غنیمت دان
چرا که آه دل خسته با اثر باشد
هنر فسردن دل نیست گر هنر جویی
به دست آر دلی را که این هنر باشد
مخواه راحت و آسایش اندر این عالم
که ذره ذرهاش اضداد یکدگر باشد
مجوی امن در این کهنه دیر پرآشوب
که نو به نو خطر اندر پی خطر باشد
ملولی از قفس ای طایر روان صغیر
مگر هوای پریدن تو را به سر باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به احساسات و امیدهای خود اشاره میکند. او با وجود گناهان زیادش به لطف و نظر خداوند امیدوار است و بر این باور است که مانند زاهدان به عمل و تلاش نیاز دارد. شاعر تأکید میکند که آرزوها باید مختصر و واقعبینانه باشند و در جهان پر از ناامیدی، بهترین کار غنیمت شمردن لحظات است. او همچنین به اهمیت هنر و تلاش در زندگی اشاره میکند و میگوید که به دنبال راحتی و آسایش در زندگی نباش، زیرا دنیا پر از تضادهاست. در پایان، شاعر از پرندهای که در قفس است، میخواهد به فکر پرواز و آزادی خود باشد.