شمارهٔ ۲۶۵ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
هر چه خواهم سخن از زلف تو سازم تحریر
درهم افتد خط و گردد همه شکل زنجیر
خواب دیدم که رسیدم به لب آب بقا
ای بت نوش لب این خواب چه دارد تعبیر
نالهٔ من که اثر در دل فولاد کند
در دل سخت تو از چیست ندارد تأثیر
نه همین من به کمند تو گرفتارم و بس
کیست آنکس که نباشد بکمند تو اسیر
مژه و ابرویت ای ترک چه خواهند ز خلق
کاین یک از تیغ ببندد ره و آن یک از تیر
خاک کوی تو شود هر که بکوی تو فتد
بسکه خاک سر کوی تو بود دامن گیر
بشبی وصل تو ای یار شود پیر جوان
بدمی هجر تو ای دوست جوان گردد پیر
در مقامی که به عشاق دهی شربت وصل
هست شایسته که اول بچشانی به صغیر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق خود سخن میگوید و احساسات عمیق خود را در مورد عشق و دلباختگی بیان میکند. او به زلف معشوق اشاره میکند و میگوید اگر بخواهد درباره آن سخن بگوید، همهچیز درهم و پیچیده میشود. شاعر خواب زیبایی درباره معشوق خود میبیند و از تأثیر نالههایش در دل سخت معشوق صحبت میکند. او به این نکته اشاره میکند که همه در دام عشق معشوق گرفتارند و تأثیر زیباییهای او بر دیگران را ستایش میکند. همچنین، شاعر نشان میدهد که در نزدیکی معشوق زمان به شکل عجیبی تغییر میکند و حتی کسانی که جوان هستند، در سایه عشق پیر میشوند. در نهایت، شاعر خواستار آن است که عشق و وصال با دیگران به اشتراک گذاشته شود.