شمارهٔ ۲۷ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
جز می کشیدن حاصلی کو گردش ایام را
ساقی بنازم دست تو در گردش آور جام را
دانی چرا زاهد نبرد از می کشیدن بهرهای
ز آغاز میپنداشت بد اینکار نیک انجام را
مغبچه یی از میکده آید اگر در مدرسه
چون خم میآرد بجوش این زاهدان خام را
بر من شبی پیر مغان بنمود جامی مرحمت
کز مستیش دادم ز کف هم ننگرا هم نام را
منمای بر من زاهدا این سبحهٔ صد دانه ات
من مرغ نادان نیستم برچین ز ره این دام را
دین و دل خود باختم بر روی و موی دلبری
کز موی و رو طرح افکند هم کفر و هم اسلام را
آن عام کالانعام را خواهی شناسی بازبین
آن کو بهمره میبرد در بزم خاصان عام را
سازد صغیر از حق طلب رسم حیا شرط ادب
تا حق حرمت وانهد رندان درد آشام را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی موضوع شراب و مستی و انتقاد از زاهدان میپردازد. شاعر با اشاره به گردش ایام و تأثیرات آن، از ساقی و میخوانی سخن میگوید که باعث شادی و لذتی مشترک میشود. او به زاهدان انتقاد میکند که نمیتوانند از مینوشی لذت ببرند و به دنبال نیک و بد نیستند. همچنین، شاعر به این نکته اشاره میکند که دستاورد عشق و زیبایی و مستی، برتر از ظواهر دین است و بر این باور است که معیارهای سنجش انسانها باید تغییر کند. در نهایت، او میگوید که رندان و عاشقان باید بر قاعده و ادب حق را درک کنند و از آن لذت ببرند.