نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱۱ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

همیشه موی تو در پیچ و تاب می‌بینم

وز آن بگردن دلها طناب می‌بینم

نمی شود دمی از خواب بخت من بیدار

مگر شبی که جمالت بخواب می‌بینم

بدور چشم تو ای شوخ حال مردم را

بسان حالت مستان خراب می‌بینم

چرا بغیر دهم نسبتش که من بجهان

ز چشم مست تو هر انقلاب می‌بینم

بده ز آتش می‌هستیم بباد که من

بنای عالم خاکی بر آب می‌بینم

نصیب اهل خرد نامرادیست ولی

همیشه بی خردان کامیاب می‌بینم

صغیر تا زده‌ام دم ز فاتح خیبر

به روی دل همه دم فتح باب می‌بینم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است که در آن شاعر احساسات خود را درباره عشق و زیبایی محبوبش بیان می‌کند. او می‌گوید که همیشه در خیال خود موی محبوبش را می‌بیند و از آن به عنوان دلیلی بر علاقه‌اش یاد می‌کند. شاعر به بیداری خود از خواب بختش اشاره می‌کند و تنها زمانی که به خواب جمال محبوبش می‌افتد، احساس بیداری می‌کند. او چشم‌های محبوب را به چشم‌های مستی تشبیه می‌کند که همیشه حال مردم را خراب می‌کند. همچنین، شاعر از احساس ناامیدی اهل خرد می‌گوید و برعکس، موفقیت بی‌خردان را توصیف می‌کند. در پایان نیز به حس فتح و پیروزی اشاره دارد. شعر به طور کلی درباره عشق، زیبایی و حال و هوای درونی شاعر است.