شمارهٔ ۳۲ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
مکن باور به یک منوال دور زندگانی را
به یاد آر ای توانا روزگار ناتوانی را
به کسب معرفت کوش و جوانی صرف طاعت کن
که خواهی خورد گاه پیری افسوس جوانی را
برای معنی است ایجاد هر صورت مشو غافل
بصورتها بزن پای و بدست آور معانی را
گرت بایست دیدار حقیقت چشم جان بگشا
بچشم جان توان دیدن جمال یار جانی را
تو از احصای نعمتهای ظاهر قاصری آخر
شمردن کی توانی مرحمت های نهانی را
چو بد کردی و بد دیدی مده بد را بحق نسبت
بحق اصل خوبی ها رها کن بدگمانی را
بلا از آسمان گردید بر اهل زمین نازل
زمین بگذاشتند آنها چو حکم آسمانی را
کمال خویشرا حق کرد ظاهر اندرین خلقت
نمود آئینهٔ صنع خود امر کن فکانی را
تو کردی دمبدم عصیان حقت افزود بر نعمت
پذیرد هم در آخر تو به ات بین مهربانی را
صغیرا بر بنای عالم آنکو معترض گردد
بدان ماند که خشتی خرده گیرد طرح بانی را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به اهمیت شناخت و فهم زندگی و جهان اشاره دارد. شاعر به مخاطب توصیه میکند که به زندگی تکراری و بیمعنا اعتماد نکند و روزهای ناتوانی را به یاد آورد. او به دنبال کسب معرفت و انجام عبادت در جوانی است و بر این نکته تأکید میکند که پیری و افسوس از جوانی دیرهنگام است. همچنین، شاعر به مفهوم معانی پشت صورتها اشاره کرده و خواننده را تشویق میکند تا با دیده دل، حقیقت را مشاهده کند. او خاطرنشان میکند که شناخت نعمتهای ظاهری کافی نیست و رحمتهای پنهان نیز باید مورد توجه قرار گیرد. در نهایت، شاعر از بدیها و ناامیدیها جلوگیری میکند و نسبت به قدرت و حکمت الهی تأکید میورزد، به طوری که اعمال نادرست انسان نباید تصویر خوبی از خداوند را مخدوش کند.