نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲۵ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

نه نظر بقد سرو و نه بروی ماه دارم

که بیاد قد و روی تو ادب نگاه دارم

بودم‌ امید کز مهر تو در کنارم آیی

که بخواب دوش دیدم بکنار ماه دارم

برهت شها نشینم مگر از کرم بگویی

که گدای بینوایی بکنار راه دارم

تو باشگ و آه رام وز فسرده خاطری من

نه دگر بدیده اشگ و نه بسینه آه دارم

کله کی و سریر جم اگر وفا ندارد

چه غم ار ز پوست تخت وز نمد کلاه دارم

نه شهم ولی چو شاهان بمصاف کینه خواهان

ز دعای صبحگاهان حشم و سپاه دارم

ز خرابی می‌ار خوار بچشم زاهدانم

بنگر که در خرابات چه عز و جاه دارم

فلکا مرا ز بیداد تو هیچ غم نباشد

که چو پیر می‌فروشان ز تو دادخواه دارم

گنهم گران تر از کوه بود صغیر‌ام ا

چو علی بود شفیعم چه غم از گناه دارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر اشعار غمگینی است که در آن شاعر از عشق و آرزوهای خود سخن می‌گوید. او به زیبایی معشوقش اشاره کرده و می‌گوید که هیچ چیز دیگری برایش اهمیت ندارد. او در آرزوی حضور معشوق در کنارش است و از تنهایی و درد دلش می‌گوید. شاعر به عدم وفاداری و بی‌وفایی نیز اشاره می‌کند و از مقام و ثروت نمی‌ترسد، زیرا او در برابر عشق و محبت معشوقش احساس قدرت می‌کند. در نهایت، او به گناهانش اشاره می‌کند و از علی به عنوان شفیعش یاد می‌کند، که این نشان‌دهنده امیدواری و درخواست بخشش اوست.