شمارهٔ ۳۲۶ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گر من از هر دو جهان دست بیکبار کشم
کافرم پای اگر از طلب یار کشم
بیکی غمزه تلافی شود از جانب یار
گر هزاران ستم از جانب اغیار کشم
من از آندم که شدم عاشق گل دامن عزم
بکمر بر زدهام تا ستم خار کشم
هست در خانه مرا شاخ گل زیبایی
که نه منت دگر از گل نه ز گلزار کشم
نه فلک نیست حجاب نظر من هر گاه
سرمه بر دیده ز خاک در خمار کشم
ساقیا مستم از آن بادهٔ منصوری کن
تا که فریاد اناالحق بسر دار کشم
تا بکی مستی و مستوری از این پس خواهم
رخت رسوائی خود بر سر بازار کشم
بیکی شعله یقین خرمن گردون سوزد
گر من از سینه خود آه شرر بار کشم
بندهٔ عشقم و فارغ چو صغیر از غم دین
نه دگر منت تسبیح و نه زنار کشم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق شدید و بیقید و شرط خود صحبت میکند. او میگوید اگر از هر دو جهان دست بکشد، کافر است اگر در پی یار خود باشد. او به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و میگوید که از ستمی که از دیگران میبیند، کم نمیگذارد و تنها در پی رسیدن به عشق خود است. شاعر تاکید میکند که هیچ مانعی نمیتواند او را از دیدن معشوقش بازدارد. او از رندی و مستی صحبت میکند و میخواهد با نوشیدن شراب حقیقت خود را نمایان کند. در نهایت، او خود را بنده عشق میداند و از دغدغههای دینی فاصله گرفته است. کل شعر حول محور عشق، زیبایی و آزادی عاطفی میچرخد.