شمارهٔ ۳۴۶ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
افسوس که از حالت خود بیخبرانیم
یک دهر همه کور و یک آفاق کرانیم
ره پر چه و ما کور و ز نا بردن فرمان
هم از نظر افتادهٔ صاحبنظرانیم
شه جاده کزان قافله سالار گذشته
گم کرده بهر کور رهی ره سپرانیم
تنها نه همین خود شده مشغول بعصیان
بل بر پدر و مادر عاصی پسرانیم
گو سنگ تنبه دگر ای چرخ میفکن
خود رنجه مفرمای که ما خیره سرانیم
هر تخم کنی کشت همان بدروی آخر
زنهار در این مزرعه ما بذر گرانیم
ناگشته خریدار به بازار سعادت
سرمایه ز کف رفته و ما بی خبرانیم
امروز که خاک قدم ما دگرانند
فرداست که ما خاک قدوم دگرانیم
هر روز بود محشر و برپاست قیامت
علت همه آنست که ما بی بصرانیم
غیر از کفنی بهرهٔ ما نیست ز دنیا
اینقدر که از حرص و طمع جامهدرانیم
ما طایر قدسیم صغیرا ولی افسوس
کز سنک معاصی همه بشکسته پرانیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به وضعیت ناگوار انسانها اشاره میکند که به سبب بیخبری و غفلت از واقعیات زندگی، در گمراهی و نادانی قرار دارند. او به کور بودن نگاه انسانها و عدم درک راستیها اشاره میکند و از عواقب این بیخبری میگوید که خود و نسلهای آینده را در مسیر نادرست قرار داده است. شاعر همچنین به بیارزشی دنیا و عواقب طمع و حرص انسانها میپردازد و در نهایت، بر شکست پرواز روحهای پاک و آزاد در دامی از معاصی تأکید میکند. به طور کلی، این شعر هشدار دهنده به نسلهاست که از خواب غفلت بیدار شوند و به حقیقت وجودی خود پی ببرند.