نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵۴ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

دری به از در یکتای با صفای سخن

خرد نیافت بگنجینهٔ خدای سخن

سخن بهای دو عالم توان شود‌ام ا

دو کون می‌نتواند شود بهای سخن

کند ز فیض نظر خاک تیره زر آنکو

مس وجود رساند به کیمیای سخن

سخن درست بگوی و همیشه باقی باش

کی باقی است سخنگوی در بقای سخن

جهان که هست گره در گره گشایش آن

خدای داده بدست گره گشای سخن

بهشت و آن همه وصفش چو مرتعی ماند

به پیش باغ فرح بخش باصفای سخن

گهر به خاک میفکن ز بی‌خودی یعنی

سخن مگوی مگر بهر آشنای سخن

مقدم است بکون و مکان سخن که نهاد

خدا بنای دو عالم پس از بنای سخن

سخن بوصف نیاید در این مقام صغیر

ببند لب ز سخن زانکه نیست جای سخن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به اهمیت و ارزش بالای سخن و کلام اشاره دارد. شاعر می‌گوید که کلام، گنجینه‌ای از معانی و فیض الهی است که می‌تواند دنیا را تحت تاثیر قرار دهد. او به زیبایی و جاودانگی سخن اشاره کرده و بیان می‌کند که سخن باید با درک و آگاهی بیان شود و نباید بیهوده و بدون هدف گفته شود. در این متن، سخن به عنوان ابزاری برای حل مشکلات و گره‌گشایی از مسائل زندگی معرفی شده و در نهایت، بر این نکته تاکید می‌شود که در فضای خاصی، شاید بهتر باشد سکوت کرد و از سخن گفتن خودداری کرد، زیرا سخن همیشه نمی‌تواند به درستی بیانگر معانی عمیق باشد.