نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵۹ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دارم بتی به غیر در مهر باز کن

وز عاشقان بی دل خود احتراز کن

از تار مو بگردن دلها رسن فکن

وز چشم مست در همه جا فتنه‌ساز کن

دیدند چشم و ابروی آن شوخ در ازل

عارف قدح‌ کش آمد و زاهد نماز کن

کو چاره غیر ناز کشیدن برای ما

کافتاده‌ایم در پی آن یار نازکن

باد صبا و شانه بنازم که گشته‌اند

از کار ما و زلف بتان عقده باز کن

عشق علی گزین بدل خود که مرد را

عشق علی است از دو جهان بی‌نیاز کن

هرگه صغیر کرد رقم مدح او شدند

سکان عرش دست تمنا دراز کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از محبوبی سخن می‌گوید که با ناز و عشوه‌گری خود دل‌ها را می‌رباید. او از عاشقان می‌خواهد که از دل شکیبایی کنند و در پی عشق و وابستگی نباشند. شاعر به زیبایی‌های محبوب اشاره می‌کند و یادآور می‌شود که عشق واقعی فقط به خداوند، به خصوص حبّ علی، باید هدف باشد. در نهایت، او در وصف عشق و تقدس آن می‌گوید و از اهل دل می‌خواهد که در پی کسب محبت و شناخت عشق حقیقی برآیند.