شمارهٔ ۳۵۷ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هرکس ندیده غارت و یغمای ترکمن
ببند اسیر بردن و تاراج تُرک من
دانم که دل از او نتوانم دگر گرفت
مشکل بود اسیر گرفتن ز ترکمن
گفتم مگر دو اسبه گریزم ز دست غم
آن هم نشسته بود چو دیدم به تَرک من
از من که تَرک جان بنمودم به راه یار
غیر از وفا چه دید که بنمود تَرک من
با تاج شه صغیر برابر نمیکنم
این افسر نمد که تو بینی به تَرک من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ غارت و یغمای ترکمنها صحبت میکند و احساسات شاعر را نسبت به آنها بازگو میکند. شاعر از دشواری فرار از غم و گرفتاری در دست ترکمنها سخن میگوید و به وفاداری و عشق خود اشاره میکند. او همچنین بیان میکند که هیچ چیز نمیتواند جای محبت و وفاداری به معشوقش را بگیرد و با وجود زرق و برق و قدرت، چیزی ارزشمندتر از عشق برای او وجود ندارد.