شمارهٔ ۳۵۲ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گریم بکار دل من و دل هم بکار من
این است روزگار دل و روزگار من
گفتم که اختیار دل آرم بکف کنون
بینم که هست در کف دل اختیار من
بس در دل است داغ عزیزان عجب مدار
گر بعد مرگ لاله دمد از مزار من
با اینکه ناامید ز خویشم بلطف دوست
دارد امیدها دل امیدوار من
آتشکده است سینهٔ من خواهی ار دلیل
اینک حرارت نفس شعله بار من
گر هستی اعتبار فزاید چه حکمتست
کافزوده نیستی به جهان اعتبار من
در انتظار یارم و ترسم بسر رسد
عمر من و بسر نرسد انتظار من
هر شب بیاد ان مه بی مهر تا سحر
خون میچکد ز دیدهٔ اختر شمار من
جور رقیب و فتنهٔ دور زمان صغیر
سهل است لیک باشد اگر یار یار من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساسات عمیق و ناامیدی عاشقانه صحبت میکند. شاعر از دلی پر از داغ و غم عزیزانش حرف میزند و به این موضوع اشاره میکند که حتی پس از مرگ، یاد آن عزیزان در دل او باقی میماند. او با وجود ناامیدی، به لطف دوستانش امیدوار است و سینهاش را مانند آتشکدهای پر از حرارت توصیف میکند. همچنین، او در انتظار یارش است و از گذر زمان و دوری او ترس دارد. هر شب با یاد یار از خواب بیدار میشود و این انتظار برایش همچنان طاقتفرساست. در نهایت، شاعر به چالشهای ناشی از رقیب و سختیهای زمان اشاره میکند، ولی اگر یارش در کنارش باشد، همه چیز آسانتر خواهد بود.