نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۶۰ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

نگذاشت غم تنگ دهانت اثر از من

جز نام بجا نیست نشان دگر از من

برقی است خیال تو که بر خرمن جانم

هرگاه زند هیچ نماند اثر از من

بیرون نروم از خط فرمان تو هرگز

مانند قلم گر زنی ایدوست سر از من

پرواز کنم باز به یاد لب بامت

صد بار فلک گر شکند بال و پر از من

رخسار تو بنمایش ای اختر مسعود

جوید کس اگر قبلهٔ شمس و قمر از من

بردم بر دل قصهٔ دیوانگی خویش

دیدم بود آن غمزده دیوانه‌تر از من

از دشمنی خلق جهانم سر مویی

غم نیست اگر دوست نگیرد نظر از من

حاجی سفر کعبه و طوف حرم از تو

طوف حرم بن عم خیرالبشر از من

خوش پیشهٔ من مدح علی گشته صغیرا

صد شکر که آید بظهور این هنر از من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عمق عشق و دلبستگی‌اش اشاره می‌کند و بیانگر این است که غم و اندوه نمی‌تواند تأثیری بر وجود او بگذارد و تنها نام او باقی مانده است. خیال معشوقش برای او همچون برقی است که همه وجودش را شعله‌ور می‌کند و نمی‌تواند از فرمان او بیرون برود. او به یاد عشقش آرزو دارد که حتی اگر همه چیز از دست برود، بتواند پرواز کند. شاعر همچنین از زیبایی معشوق صحبت کرده و خودش را در کنار او می‌بیند، حتی اگر دیگران او را درک نکنند یا به او توجه نکنند. در نهایت، او به ستایش علی (ع) می‌پردازد و از هنر خود در این زمینه شکرگزاری می‌کند.