شمارهٔ ۳۶۲ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آن سان سخن بگوی که بتوان نگاشتن
وانرا بکار بستن و معمول داشتن
شرط است بهر درک سخن هوش مستمع
در شوره زار دانه نبایست کاشتن
گفتم بپیر میکده آب حیات چیست
کارم مگر بدست ز همت گماشتن
گفتا برای راحت خلق از ره و داد
تا حد خویش رایت خدمت فراشتن
پیرایهٔ وجود هنرمندیست و بس
یعنی ز خویش نقش بدیعی نگاشتن
چون از جهان صغیر گذشتن مقرر است
نیک است نام نیک پس از خود گذاشتن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به اهمیت بیان مناسب و فهم سخن از سوی شنونده اشاره میکند. او بر این عقیده است که برای درک بهتر سخن، باید با دقت و آگاهی گفتار را ارائه داد. سپس به گفتوگو با پیر میکده میپردازد و از او میپرسد که آب حیات چیست، که پاسخ میشنود: هدف از زندگی، خدمت به دیگران و راحتی آنهاست. همچنین شاعر بر این نکته تأکید میکند که هنر و خلاقیت جزو زیباییهای وجود انسان است و در نهایت، بر اهمیت بر جای گذاشتن نام نیک اشاره دارد.