نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۶۴ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

سواد موی تو اندر بیاض روی نکو

نوشته است خطی لا اله الا هو

فرشتهٔی نه پری نه بشر نه پس چه کسی

که هر چه خوانمت از حسن بهتری از او

گرفته‌ام سر خود را ز روی شوق بدست

بدین ‌امید که بر پایت افکنم چون گو

مرا بروضهٔ مینو چه حاجتست ذکر

که هست کوی توام به ز روضهٔ مینو

گذشته است ز موی معنبر تو مگر

که میوزد بمشامم نسیم غالیه بو

جفا و جور تو بر من همه نکو باشد

بلی به غیر نکویی نیاید از نیکو

صغیر کلب در تست ای شه خوبان

مباد آنکه برانیش روزی از سر کو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و ویژگی‌های محبوبش اشاره می‌کند و از موی او به عنوان نمادی از اثرات الهی و جذابیت‌های سرشار از عشق یاد می‌کند. او می‌گوید که نیازی به یادآوری مکان‌های بهشتی ندارد، زیرا نزد محبوبش تمامی خوبی‌ها و زیبایی‌ها وجود دارد. همچنین، شاعر به شوق و اشتیاق خود برای خدمت به محبوبش اشاره می‌کند و از جفا و بی‌رحمی او نیز به طرز عجیبی تمجید می‌کند، چرا که حتی این برخوردهای تلخ را نیز نیکو می‌داند. در پایان، شاعر به محبوبش، که او را «شه خوبان» خطاب می‌کند، هشدار می‌دهد که مبادا روزی او را از خود دور کند.