شمارهٔ ۳۶۶ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
طعنه بر ما مزن ای شیخ و به خود غره مشو
زان که معلوم شود کِشته به هنگام درو
پاک کن دل که به میخانه دوصد جامهٔ پاک
نستانند پی دادن جامی بگرو
دوش از پیر مغان خواستم اندرزی گفت
گوشی آور به کفم اده و اندرز شنو
عملی را که در آن روی و ریا هست مکن
مجلسی را که در آن صدق و صفا نیست مرو
اندر این دیر کهن از روش اهل زمین
آسمان میگزد انگشت همی از مه نو
در مؤثر چه کنی مغلطه با این آثار
که دلیل است به خورشید فروزان پرتو
عمل نیک و بدت ماحصل تست صغیر
حاصل خود درود هر کسی از گندم و جو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به انتقاد از افراد خودپسند و ریاکار میپردازد. شاعر به شیخی اشاره میکند که نباید به دیگران طعنه بزند و از خود غره شود، زیرا در نهایت حقیقت آشکار میشود. او از میخانه به عنوان محلی برای پاکسازی دل و رهایی از ریا یاد میکند. همچنین، از پیر مغان نصیحتی میخواهد که او را به پرهیز از اعمال ریاکارانه و مجالس بیصداقت هدایت کند. در نهایت، بر اهمیت اعمال انسان و تاثیر آن بر خوشبختی یا بدبختی او تاکید میکند.