شمارهٔ ۳۷۱ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
زان سفله وجودی که شریر است عدم به
دستی که به آزار علم گشت قلم به
آندل که باندوه کسان خرم و شاد است
پیوسته گرفتار به اندوه و علم به
آنکو قلمش گرم سیه کاری و فتنه است
با تیغ جدا بند ز بندش چو قلم به
ایثار مکن در حق نااهل که صد ره
امساک در این باب ز ایثار و کرم به
قول بشر و فعل بشر راست به آری
آن ابروی جانانه و تیغ است که خم به
لامذهبی اسباب خرابی جهانست
با ترک صمد باز پرستش ز صنم به
از دیر و حرم روی بدل کن که بتحقیق
این خانه یار است و ز دیر و حرم به
گم گوی صغیر و مفزا رنج و ملالت
صحبت بد و نیک آنچه گه باشد همه گم به
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نقد و بررسی وجود افراد شریر و تأثیرات منفی آنها بر جامعه میپردازد. شاعر بر این باور است که کسانی که با دانش خود به آزار دیگران میپردازند، نه تنها خود را در اندوه و علم گرفتار میکنند، بلکه به فساد و فتنه دامن میزنند. او توصیه میکند به افراد نااهل ایثار نکنیم و از آنان دوری گزینیم، زیرا خوبیها و بدیها باید به درستی شناسایی شوند. همچنین شاعر به خطرات مذهبزدگی و دوری از حقیقت نیز اشاره میکند و به جایگاه واقعی خداوند تأکید میکند. در نهایت، او به گمراهی و رنجی که از ارتباطات بد ایجاد میشود، اشاره دارد و بر اهمیت انتخاب صحیح دوستان و محیطهای اجتماعی تأکید میکند.