شمارهٔ ۳۷۰ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
عشقت سپرد از دل دیوانه بدیوانه
این گنج کند منزل ویرانه بویرانه
در مجلس ما دلها بخشند بهم صهبا
می دور زند اینجا پیمانه به پیمانه
می با همه نوشیدم یک میهمه جا دیدم
هرچند که گردیدم میخانه بمیخانه
خورشید ضیاگستر نبود زیک افزونتر
بینیش به هر کشور کاشانه به کاشانه
مشکل مکن آسانرا یکجا بفشان جانرا
تا چند بری آنرا جانانه به جانانه
در سوختن ار لذت نبود ز سر همت
گیرد ز چه رو سبقت پروانه بپروانه
هر کس بجهان آید دانی چه از آن زاید
چون رفت بیفزاید افسانه به افسانه
بس قصر که از شاهان بنیاد شد و بر آن
شد فاخته کوکو خوان دندانه به دندانه
از طبع صغیر اکنونام د غزلی بیرون
شد گنج ورا افزون دردانه به دردانه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و اثرات آن بر دلهای دیوانه و ویران است. شاعر به فضایی میپردازد که در آن دلها در کنار یکدیگر جمع شده و شراب و شادی را تجربه میکنند. او به زیبایی و نور خورشید اشاره میکند که به همه جا تابیده و شادی را پخش میکند. همچنین اشارهای به زمان و سرنوشت انسانها دارد و این که هر کس در زندگی خود داستانی را رقم میزند. شاعر به قصرهای ساخته شده توسط شاهان و سرنوشت آنها اشاره میکند و در پایان ابراز میکند که از دل خویش غزلی بیرون آورده که به آن ارزش و زیبایی میدهد.