شمارهٔ ۳۷۹ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ساقی از آن دو جرعه که در جام کردهای
هم فارغم ز ننگ و هم از نام کردهای
بایست می ز چشم توام تا شوم خراب
اتمام ده به آنچه که اکرام کردهای
انعام کردنت به من انعام ثانی است
کاول مرا تو لایق انعام کردهای
حسنت بود به دیدهٔ خاصان عیان تو رخ
مستور کردهای ولی از عام کردهای
ای زلف یار تا تو شدی دام دل مرا
آزادم از مشقت هر دام کردهای
ای دل چه شیوه است به کار تو کاینچنین
آهوی چشم یار به خود رام کردهای
ای آه شعلهبار چه داری به سر مگر
کاین گونه قصد خرمن ایام کردهای
جز پختگی به کار نیاید به راه عشق
با خام طبعگو طمع خام کردهای
شهدی که از کلام تو ریزد همی صغیر
بیشک ز لعل نوشلبی وام کردهای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این غزل به معشوق خود نگاهی عمیق و عاشقانه دارد. او از دو جرعهای که معشوق در جام ریخته، احساس راحتی و عدم ننگ و نام میکند و خواهان میشود که تا بینهایت از چشمان معشوق بنوشد. شاعر به نوعی از لطف و توجه معشوق به خود اشاره میکند و آن را نوعی انعام میداند. او زیبایی معشوق را میستاید و میگوید که گرچه معشوق به صورت خاص مخفی است، اما زیباییاش به طور عام شناخته شده است. نرمی زلف معشوق او را در دام عشق گرفتار کرده و باعث آزادیش از مشکلات شده است. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که تنها پختگی در کار عشق مهم است و نمیتوان به خامطبعی تکیه کرد. عشق و کلام معشوق همواره برای او شیرین و تاثیرگذار بوده است.