شمارهٔ ۳۸ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ای قوی پنجه که بازوی تواناست ترا
دست گیر از ضعفا پای چو برجاست ترا
کن مهیا ز وفا خواستهٔ محرومان
ای که ناخواسته هرچیز مهیاست ترا
جرعهٔی هم بحریفان تهی کاسه ببخش
ای که پر می قدح و ساغر و میناست ترا
ای به هر دایره پرگارصفت سرگردان
بشنو این نکته که آن حل معماست ترا
حاجت خویش بمحتاج دگر عرضه مکن
از خداوند طلب هر چه تقاضاست ترا
دوش پیر خردم گفت ز احمق بگریز
گرچه در موعظه انفاس مسیحاست ترا
بی دلیلت نشود ره سر موئی نزدیک
گرچه هر مو قدم بادیه پیماست ترا
سوی معراج وصالت نبود بال عروج
تا ز قید من و ما سلسله برپاست ترا
چون طبایع بتفاوت شده ایجاد صغیر
مصلحت با همه کس رفق و مداراست ترا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی توانایی و قدرت فردی است که میتواند به دیگران کمک کند. شاعر از او میخواهد که از تواناییها و امکاناتش بهرهبرداری کند و به نیازمندان کمک کند. همچنین بر اهمیت وفاداری و انصاف در ارتباط با دیگران تأکید میشود و از او خواسته میشود که از خودخواهی پرهیز کند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که فرد باید به دنبال حقیقت و رهایی از بندهای اجتماعی باشد و از اختلافات دوری کند، زیرا باعث میشود انسان نتواند به مقام بلند و حقیقی خود دست یابد.