نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۸۳ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ما بجز عشق ندیدیم صلاح دیگری

غیر از این کار نجستیم فلاح دیگری

آنمباحی که فزونتر بود اجرش ز ثواب

بخدا نیست بجز عشق مباح دیگری

جز از آن باده که ذرات همه مست و بند

در سر ما نبود مستی راح دیگری

ایکه بر خاک بنخفت گذری غره مشو

که تو هم خاک شوی چارصباح دیگری

اینجهان پیره عجوزیست که‌ امروز بود

به نکاح تو وفردا بنکاح دیگری

وه چه خوش دید صلاح و چه نکو گفت صغیر

ما بجز عشق ندیدیم صلاح دگری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره اهمیت عشق و کردارهای نیک در زندگی صحبت می‌کند. شاعر بیان می‌کند که هیچ چیز دیگری را نمی‌توان به اندازه عشق مهم دانست و هیچ عمل خیری جز عشق نمی‌تواند ارزشمند باشد. او تأکید می‌کند که زندگی دنیوی فانی و گذرا است و نباید به زیبایی‌های آن دل خوش کرد، زیرا همه چیز در نهایت به زوال می‌انجامد. همچنین اشاره می‌کند که تنها باده‌ای که موجب مستی واقعی می‌شود، باده عشق است و از این رو، عشق را باید بالاترین و بهترین راه برای زندگی دانست.