شمارهٔ ۳۸۵ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
غیر خونابه چه خوردی ز می انگوری
راحت روح طلب کن ز میمنصوری
بخور آن میکه کند تقویت عقل و روان
مخور آن باده که بر عقل دهد رنجوری
جز که از عقل نگردی بسعادت نزدیک
زانچه دورت کند از عقل از آن کن دوری
ترسمت مست برآیی ز لحد روز جزا
که شب و روز رود عمر تو در مخموری
پیش حق عذر جنایات مدان مستی را
نیست مسموع در آن محکمه این معذوری
بنگر حاصل مغروری مغروران را
بس کن این مستی و اینخودسری و مغروری
عالمی سوخته از آتش این آب صغیر
خود که داده است بدین مایه شر دستوری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به اهمیت نوشیدن می (شراب) نیکو و مفید برای عقل و روح اشاره میکند و از میای که باعث جنون و رنجوری عقل میشود، پرهیز میکند. او توصیه میکند که به عقل نزدیک شوی و از آنچه عقل را دور میکند دوری کنی. همچنین، او هشدار میدهد که مستی در روز قیامت عذری نیست و باید به عواقب اعمال خود دقت کنی. شاعر به نتایج ناگوار مستی و غفلت از واقعیت میپردازد و به سرنوشت مغروران اشاره میکند که در اثر مستی و خودسری گرفتار آتش میشوند.