شمارهٔ ۳۸۴ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
بگرفته خواب چشمم غم چشم نیم خوابی
بربوده صبر و تابم رخ به ز آفتابی
چو بره نشینم او را بره دگر خرامد
چو کنم سئوالی از وی ندهد مرا جوابی
در او به لابه کوبم که شدن بکوی آن مه
بجز از در تضرع نتوان بهیچ بابی
بجز از خط نکویان نشوی ز عشق آگه
که رموز عشق را کس ننوشته در کتابی
ز جمال یار دانی چه بود قمر فروغی
ز محیط عشق دانی چه بود فلک حبابی
نرسد بوجد و حالی کسی از حضور زاهد
که نخورده است هرگز کسی از سراب آبی
من و مهر آنکه نبود چو عداوتش گناهی
من و عشق آنکه نبود چو محبتش ثوابی
علی آن سرور جانها علی آن سکون دلها
که به لطف او ندارم ز قیامت اضطرابی
چو زند صغیر ازو دم بودش یقین که هرگز
بهزار گونه عصیان نکند حقش عذابی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساس عمیق عشق و غم است. شاعر از بیخوابی و ناتوانی در دستیابی به معشوق خود میگوید و از درد و تاب و توان خود در این راه سخن میگوید. او به جستجوی معشوق میپردازد و میفهمد که برای درک رموز عشق، باید به محبت و زیبایی آشنایی پیدا کرد. همچنین، شاعر گلهمند از زاهدان است که با وجود دوری از عشق، هیچ احساسی ندارند. او علی را به عنوان سرور جانها و آرامش دلها معرفی میکند و به لطف او نزدیکی و عدم نگرانی از قیامت را یادآوری میکند. نهایتاً، شعر به تصویر کشیدن عشق حقیقی و خیری میپردازد که از ارتباط واقعی با معشوق نشأت میگیرد.