شمارهٔ ۴۳ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
بیا ساقی از یکدو جام شراب
مرا کن چو دور زمانه خراب
کنی تا خرابم به کلی بده
شرابم شرابم شرابم شراب
به هر گوشهای فتنهای خواسته است
مگر یار بگشوده چشمان ز خواب
بآتش رخی کارم افتاده است
که از عشق او گشته جانم کباب
چه تاب بر سر زلف پرچین او
بدیدم بدادم ز کف صبر و تاب
به پیش رخش آفتاب فلک
بود همچو مه در بر آفتاب
نه تنها ربوده است تاب از صغیر
که برده است صبر از دل شیخ و شاب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به دعوت از ساقی برای نوشیدن شراب اشاره دارد و بیان میکند که در دورهای خراب و نامتعادل از زندگی قرار دارد. شاعر از ساقی میخواهد که او را به طور کامل مست کند تا فراموش کند. به توصیف چشمان خوابآلود یار پرداخته و میگوید که عشق او سبب شده جانش در آتش عشق بسوزد و توان صبرش را از دست بدهد. زیبایی یار را مانند ماه در میان آفتاب توصیف میکند و میگوید که این جذابیت تنها تاب و صبر خود را از دست نداده بلکه دل جوانان و سالخوردگان را نیز تحت تأثیر قرار داده است.