شمارهٔ ۴۵ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
دل بدست آر دلا کعبهٔ مقصود دل است
حرم محترم حضر معبود دل است
نیست در دسترست گر حرم و دیر و کنشت
رو بدل کن که تو را قبله موجود دل است
ای که ار اختر مسعود سعادت طلبی
کوکب میمنت و اختر مسعود دل است
آن بزرگ آینه کز آن ببر اهل شهود
طلعت شاهد غیبی شده مشهود دل است
زاهدا حور و قصور از تو که ما رندان را
قصر فردوس دل و جنت موعود دل است
احترام گل آدم ز دل آدم بود
نه بگل کرد ملک سجده که مسجود دل است
آنچه از نکهت با میمنتش بهر خلیل
شد بگلزار بدل آتش نمرود دل است
گر شنیدی اثر نغمه داودی را
آنچه برخواست از آن نغمه داود دل است
از خداوند پی رهبری نوع بشر
مهبط وحی پیام آور محمود دل است
چیست جام جم و مرآت سکندر دانی
غیردل هیچ مپندار که مقصود دل است
تا مقام شه مردان اسدالله علیست
عرش رحمان دل و خلوتگه معبود دل است
هر چه می بایدت از صاحب دل جوی صغیر
مخزن عاطفت و مکرمت و جود دل است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی اهمیت قلب و دل در زندگی انسان میپردازد. شاعر میگوید که دل، کعبه و مرکز مقصود است و باید دل را بدست آورد. او تأکید میکند که اگر چه مکانهای مذهبی و مقدس ممکن است از دسترس دور باشند، اما دل، قبله و معبد اصلی است. همچنین، به نشانههای خوشبختی و سعادت در دل اشاره میکند و میگوید که دل چون آینهای بزرگ میتواند به مرتبههای بالا و مشهودات غیبی نائل آید. در نهایت، شاعر در مییابد که همه چیزهایی که انسان باید به دنبال آن باشد، از دل سرچشمه میگیرند و دل، منبع محبت، نیکویی و کرامت است.