شمارهٔ ۵۰ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
زنده نبود آنکه او را معرفت در کار نیست
مرده پندارش که هیچ از عمر برخوردار نیست
معرفت موقوف دیدار است و بس یا للعجب
چو نشود عرفان حق حاصل اگر دیدار نیست
عالم ایجاد از روی مثل آئینه ایست
واندر آن آئینه پیدا جز جمال یار نیست
سرمهٔ تحقیقت ار بخشد بچشم دل ضیاء
غیر او بینی در این دیر کهن دیار نیست
دفع پندار من و ما کن ز خود او را ببین
کاین من و ما در حقیقت هیچ جز پندار نیست
راستی کیفیت منصور ثابت می کند
اینکه جای حرف حق جز بر فراز دار نیست
بذل جان کردند مردان بهر حرف حق صغیر
بیخودان را ترک جان بهر خدا دشوار نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر این نکته است که شناخت و معرفت واقعی تنها از طریق دیدار و تجربه حاصل میشود و بدون آن، انسانها مانند مردههایی هستند که از عمر واقعی خود بیبهرهاند. شاعر به تشبیه عالم به آینه میپردازد و تأکید میکند که در این آینه تنها جمال معشوق قابل مشاهده است. همچنین، او به ضرورت برطرف کردن تفکرات خودخواهانه و پندارها اشاره میکند و میگوید که در حقیقت، من و ما تنها مفاهیمی ذهنی هستند و هیچ وجود واقعی ندارند. در نهایت، شاعر به فداکاری مردان راستین در راه حق اشاره میکند که جان خود را برای حقیقت میدهند و این روزها آسان نیست.