شمارهٔ ۵۵ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
نقش خار و گل بجز از خامهٔ تقدیر نیست
نقطهٔی جای تعرض اندرین تصویر نیست
شهد معنی را چه داند ذوق هر صورت پرست
کار هر مرغی ببستان چیدن انجیر نیست
بنده تدبیر ارکند محتاج تقدیر خداست
لیک تقدیر خدا محتاج بر تدبیر نیست
خلق را رام محبت کن چه حاجت قید و بند
آنکشش کاندر محبت هست در زنجیر نیست
کم اثر جو از دعائی کان بلای دیگریست
آه خالی از غرض البته بیتأثیر نیست
من ندارم دعوی درویشی و رندی ولی
همت پیرم عنانم دست هر بی پیر نیست
یار را گفتم بدیدم نیم رخسارت به خواب
گفت خواب نیمهٔ ماه است و بی تعبیر نیست
بود مجهول آنکه ابروی ترا شمشیر خواند
چون اشارتهای ابروی تو در شمشیر نیست
هر که خواهد طرهٔ جانان بدست آرد صغیر
هیچ دست آویزش الا نالهٔ شبگیر نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی تقدیر و تدبیر، عشق و محبت، و همچنین وضعیت انسانها در روابط عاطفی میپردازد. شاعر به این نکته اشاره میکند که نقشهای مثبت و منفی در زندگی انسانها به سرنوشت و تقدیر وابسته است و هیچ گونه تعرضی به آن تصویر وجود ندارد. همچنین بیان میکند که فهم عمیق از معانی زندگی و عشق، نیاز به تجربه و درک دارد، و اینکه محبت واقعی نیاز به قید و بند ندارد. شاعر به این نتیجه میرسد که دعا و نیت خالص میتواند اثری داشته باشد، در حالی که بیهدف بودن دعا نمیتواند تأثیری به جا بگذارد. در نهایت، عشق و زیبایی به عنوان مفاهیمی عمیق و پیچیده مطرح میشوند که باید با دقت و توجه درک شوند.