نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۶ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

آنچه میدانیش دنیا خورد و خوابی بیش نیست

وانچه میخوانیش گردون پیچ و تابی بیش نیست

هیچکس کام مراد از بحر امکان تر نکرد

راستی چون بنگری عالم سرابی بیش نیست

مکنت و ثروت عیال و مال و ایوان و سرا

روی هم چون جمع سازی اضطرابی بیش نیست

هست هستی بحر ژرفی موج‌خیز و بی‌کران

واندران دریا وجود ما حبابی بیش نیست

عمر نوح و گنج قارون ملک اسکندر تو را

گر میسر شد بوقت مرگ خوابی بیش نیست

اهل دنیا عمر خود را صرف دنیا می‌کنند

گر حیات اینست خود سوءالعذابی بیش نیست

از حلال و از حرام مال مال اندوز را

عاید و واصل حسابی یا عقابی بیش نیست

در جهان آمد صغیر و چند روزی ماند و رفت

یادگار از وی در اینعالم کتابی بیش نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بررسی طبیعت فانی و زودگذر زندگی دنیا می‌پردازد. شاعر بر این باور است که هر آنچه در این دنیا وجود دارد، از جمله ثروت، قدرت و مقام، تنها توهمی است و هیچ‌یک از این امور نمی‌تواند رضایت واقعی را به ارمغان بیاورد. او تأکید می‌کند که زندگی و کوشش‌های انسانی تنها در خدمت دنیای مادی است و بعد از مرگ، چیزی از آن نمی‌ماند. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که زندگی کوتاه است و یادگار آن تنها خاطرات و نوشته‌هاست.