نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۸ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خوش میگذرد آنکه مرا روح و روانست

واندر پی او از تن من روح روانست

موئیست میانش که از آن هیچ نشان نیست

جز لاغری من که ازآن موی میانست

تا دیده ام آن لعل لب و قامت و رخسار

کی در نظرم کوثر و طوبی و جنانست

چشمش همه تیر مژه پیوسته بر ابرو

این ترک سیه مست عجب سخت کمانست

تنها نه مرا کرده پریشان سر زلفش

آشفته آن طره دل خلق جهانست

دست از سر و جان شو بره عشق که این راه

اول قدمش پای زدن بر سر جانست

در بادیهٔ عشق بزن خیمه صغیر!

کانجا نه دگر صحبت کون و نه مکانست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تجلی عشق و زیبایی می‌پردازد و نشان می‌دهد که خوشبختی واقعی در عشق و روحانی بودن است. او به وصف معشوق خود می‌پردازد و با اشاره به زیبایی‌های او، تحلیل می‌کند که چگونه این زیبایی‌ها بر دل و جان او تأثیر گذاشته است. شاعر همچنین اشاره می‌کند که عشق تنها در ظواهر نیست و برای رسیدن به آن باید از خودگذشتگی کرد. در نهایت، او به حرمت و قداست عشق اشاره کرده و می‌گوید که در دنیای عشق، دیگر چیزها اهمیتی ندارند.