نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۱ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

اکنون که بهار آمد و ایام بکام است

در باغ گه بوسه زدن برلب جام است

دانند حلال از چه سبب خون کسان را

آن قوم که در مذهبشان باده حرام است

گر خلق همه در پی ترتیب کلامند

گوش دل ما در پی تأثیر کلام است

از عقل نبرده است کسی راه بمقصود

صد شکر که ما را بکف عشق زمام است

عشق است چو عنقا و نشیمن بودش قاف

عقل است چو عصفور و مقامش لب بام است

هر کار که اتمام پذیرفته به عالم

نیک ار نگری از مدد عشق تمام است

بی عشق صغیرا نرسد کار باتمام

آن کار که بی عشق تمام است کدامست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در بهار که زمان خوشی و شادی است، شاعر به زیبایی‌های باغ و بوسه زدن بر لب جام اشاره می‌کند. او به تفاوت حلال و حرام در مذاهب می‌پردازد و تأکید می‌کند که عقیده و عشق از هم جدا نیستند. عشق را همچون پرندهای آزاد و عقل را به مثابه عصفوری در دلسنگی می‌داند. تمام کارها در دنیا با عشق به سرانجام می‌رسند و بدون عشق هیچ کاری کامل نخواهد بود. بنابراین، این عشق است که زندگی و کارها را معنا می‌بخشد.