شمارهٔ ۸۵ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
دل بدست آر دلا کعبهٔ مقصود دل است
حرم محترم حضرت معبود دل است
نیست در دسترست گر حرم و دیر و کنشت
رو بدل کن که تو را قبله موجود دل است
ای که ار اختر مسعود سعادت طلبی
کوکب میمنت و اختر مسعود دل است
آن بزرگ آینه کز آن ببر اهل شهود
طلعت شاهد غیبی شده مشهود دل است
زاهدا حور و قصور از تو که ما رندان را
قصر فردوس دل و جنت موعود دل است
احترام گل آدم ز دل آدم بود
نه بگل کرد ملک سجده که مسجود دل است
آنچه از نکهت با میمنتش بهر خلیل
شد بگلزار بدل آتش نمرود دل است
گر شنیدی اثر نغمه داوودی را
آنچه برخواست از آن نغمه داوود دل است
از خداوند پی رهبری نوع بشر
مهبط وحی پیام آور محمود دل است
چیست جام جم و مرآت سکندر دانی
غیردل هیچ مپندار که مقصود دل است
تا مقام شه مردان اسدالله علیست
عرش رحمان دل و خلوتگه معبود دل است
هر چه می بایدت از صاحب دل جوی صغیر
مخزن عاطفت و مکرمت و جود دل است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به رابطه عمیق و معنوی انسان با دل اشاره دارد. شاعر به اهمیت دل به عنوان محور اصلی حقیقت و روح انسان تأکید میکند و میگوید که تمام جاذبههای دنیوی، از جمله عبادتگاهها و بهشت، در نهایت برای رسیدن به مقام دل و معرفت آن هستند. دل به عنوان کعبه و قبله، جایگاه واقعی انسان است که باید به آن توجه کرد. استاد در این شعر به تمجید از دل و ویژگیهای آن میپردازد و میفرماید که هر آنچه جستجو میشود باید از دل حاصل شود، زیرا دل منبع عاطفه و فضائل انسانی است. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که شناخت و فهم دل، راهی به سوی سعادت و کمال است.