شمارهٔ ۸۰ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای بی نیاز ذات تو از هر نیاز ما
بیچاره ایم ما و توئی چاره ساز ما
ما را بخویش خواندهٔی از بهر بذل خود
ور نه چه احتیاج تو را بر نماز ما
بر ما ز لطف حال خضوع و خشوع ده
خود جذب تست مایه سوز و گداز ما
انعام عام بندگی تست کز شرف
ز انعام کرده است پدید امتیاز ما
از ماهران عمل که زند سر بود مجاز
یا رب بدل نما به حقیقت، مجاز ما
بس رازها که باعث رسوائیست و بس
مگذار اینکه پرده برافتد ز راز ما
در راه زندگی که نشیب و فرازهاست
در حفظ خویش دار نشیب و فراز ما
ترسم گر امتحان تو پا در میان نهد
گردد هبا عبادت علوی طراز ما
یا رب عنایتی که شود گاه بندگی
خالص به پیشگاه تو راز و نیاز ما
در این دو روز عمر که آنرا ثبات نیست
کوتاه کن ز لطف امید دراز ما
از عقل ره شناس نمودیم احتراز
وز نفس بوالفضول نبود احتراز ما
حق از وجود ما علمی برفراشته است
وز باد لطف اوست صغیر اهتزاز ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان نیاز انسانها به خدا و بینیازی خداوند از بندگانش میپردازد. شاعر بر این نکته تأکید میکند که خداوند به خاطر عطای خود، بندگانش را به محبت خود میخواند و نیازی به عبادت آنها ندارد. او خواستار توفیق و لطف الهی برای بندگی خالصانه است و از خداوند میخواهد تا پردههای راز و نیاز او را حفظ کند. شاعر با اشاره به فراز و نشیبهای زندگی، از خدا میخواهد تا در این راه، او را یاری کند و او را از امتحانات سخت محفوظ دارد. در نهایت، به زودگذر بودن عمر اشاره میکند و میطلبد که خداوند امیدهای بیجا را از دل او کوتاه کند.