شمارهٔ ۲۵ - قطعه صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / قطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
یک بنده تمام عمر خود را
ره با قدم غنای پوید
وز خالق و خلق بهرام ساک
پیوسته ره فرار جوید
یک بنده ز فرط احتیاجات
در هر نفسی خدای گوید
زین فقر و غنا به گلشن دهر
بر گو که گل مراد بوید
چون در گذرند آب رحمت
از روی چه کس غبار شوید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ زندگی انسانی است که تمام عمرش را در جستجوی غنا و ارتباط با خدا سپری کرده است. او از فقر و نیازهای خود سخن میگوید و در هر لحظه به خدا التماس میکند. شاعر برای نشان دادن تضاد فقر و غنا از گلشن دنیا یاد میکند و میپرسد که وقتی رحمت خداوند میگذرد، چه بر روی کسی غبار خواهد نشست. به طور کلی، شعر به جستجوی معنای واقعی زندگی و ارتباط با خدا اشاره دارد.