شمارهٔ ۳۱ - قطعه صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
دریغ کان هنر اوستاد ما شیدا
که در فضائل او عقل مات و حیرانست
جدا شد آن گل باغ ادب ز ماورواست
چو زلف سنبل اگر حال ما پریشانست
بصورت ار چه ز ما رخ نهفت در معنی
خطا بود که بگویم زدیده پنهانست
هزار آینه ز اوراق نظم و نثر از او
بماند و طلعتش از هریکی نمایانست
نجوم راست افول و از این سپهر ادب
ستارههای سخن تا ابد درخشانست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش استاد شیدا و هنر او پرداخته و بیان میکند که عقل انسان در برابر فضایل او حیران و گیج است. شاعر از جدایی گل باغ ادب، که به شیدا اشاره دارد، ابراز غم میکند و به پریشانی حال خود اشاره میکند. اگرچه شیدا بهظاهر از ما دور است، اما معنای او در آثارش به روشنی نمایان است. شاعر میگوید که آثار شیدا در قالب نظم و نثر بهقدری زیباست که مانند آینهای، صفات او را نمایان میکند. در نهایت، شاعر به ادامه درخشش ستارههای ادب اشاره دارد که همیشه نورانی خواهند ماند.